تبليغاتX
واگویه های تنهایی

واگویه های تنهایی

الهی که خاله فدای تو بشه عزیزم


ادامه مطلب
[ جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 ] [ 13:53 ] [ لیلا ]

 

عیب کا اینجاست که من آنچه هستم

را با آنچه باید باشم اشتباه میکنم

 

+تولدت مبارک

انشاالله تا هستی وجود داره و زندگی هست نفست پابرجا باشه

[ جمعه دوم دی 1390 ] [ 16:32 ] [ لیلا ]
هر کس به من کی هستم خود برسد به عرش خواهد رسید !!!

     

به نظر شما من کی هستم؟


روزی از روزها ،

شبی از شب ها ،

خواهم افتاد و خواهم مرد ،

اما می خواهم هر چه بیشتر بروم .

تا هرچه دورتر بیفتم ،

تا هرچه دیرتر بیفتم ،

هرچه دیرتر و دورتر بمیرم .

نمی خواهم حتی یک گام یا یک لحظه ،

پیش از آن که می توانسته ام بروم و بمانم ،

افتاده باشم و جان داده باشم ،

همین .

((دکتر علی شریعتی))

 

[ جمعه چهارم آذر 1390 ] [ 11:3 ] [ لیلا ]

 

 

خیال نکنید اون که خط خطیه منما من داشتم عکس میگرفتم

اگه گفتین اینجا کجاس ؟من کدومم؟


 پ ن :گناه من نیست که بعد از تو اوآمد

    تقصیر قوانین دستوری است

[ جمعه بیست و هفتم آبان 1390 ] [ 16:33 ] [ لیلا ]
برای خالی نبودن اینجا

براتون روز اول کلاس رفتنمو توی دانشگاه شرح میدم

به ساعت آخر رسیدم سر کلاس نشستیم کلی با استاده خندیدیم

به نظرم چهرش کشیدنی بود بعد که شروع کرد به حرف زدن

منم برا اینکه حوصلم سر نره کشیدمش

ببینیدش :البت یکم جوون تر از نقاشی منه

استاد معارف هستند (سلام علیکم حاج آقا شرمنده عکستون پخش شد تو نت جهانی شدین)

پ ن:کسی حق نداره به دست خطم بخنده گوشه جزوم بود

پ ن:نگین بی جنبس خیلی حرفه ها رام دادن دانشگاه داشتم رکورد دار میشدما

پ ن:ولی خداوکیلی با دیدن بچه های دانشگاه انگیزم دوصد برابر شد

من که سالمم نمیخوندم درس .برید ببینین کیا با چه رنجی میان دانشگاه دمشون گرم

[ پنجشنبه بیست و یکم مهر 1390 ] [ 17:0 ] [ لیلا ]

 

دوباره سلام

به تویی که رفتی و از خود برایم یادگاری گذاشتی

وچقدرمن درپی این یادگاری بایدتلاش کنم

 

باتوام برای تو مینویسم اکنون

برای تویی که دفترم را در دست داری

کجایی؟برای تو مینویسم شاید بخوانی

شاید در گذر زمان بی خیال از کنار وبم ردشدی

دلم پره ازت باتوکه همچون دختری بودم برایت

باتو که درنبوددخترانت برایت دختری کردم

ووقتی چشمت به دخترانت افتاد فراموش کردی که

دختری دیگر داشتی .نمی دانم کجایی سالمی خوبی سلامتی؟

هرکجاهستی باش فقط مواظب دفترم باش مواظبش باش

 

دفترم با توام باتویی که سرشاراز من بودن هایی

توکه بند بند وجودت با نام من آغاز شده

تو که صفحه صفحه از وجودت به رنگ کاهی وغروب دلگیر است

کجایی؟منم این منم که درجستجوی تو هزاران راه رفتم

من که به خاطر تو به دست دزدان نامردبوسه زدم

منم که چه منت ها که نکشیدم فقط در پی یافتن تو

تاکی باید دنبال تو از طریق یک رد پا در دست مردم

دست به دست شوم منت بکشم وتورا نیابم وقلبم بشکند

وقلبهابشکنم وتهمت ها بزنم نمیدانم چه کسی مقصراست؟

 

با توام باتوی دومی تمام تقصیرها راگردن تو می اندازم

که بی شک مقصرهستی توفقط قرار بود جلدهای باقی را نقاشی کنی

ولی گم شدی ودفترم رابا خود بردی آری تقصیر توست که دزدها از تودزدیدند

وتقصیر توست به خاطر سپرده بودی مرا ولی صدایم نکردی .چرا؟

من که به خاطر بدقولیت سرزنشت نمیکردم .نشد که نشد به درک لااقل میماندی

من که .....را نمیخواستم  چرا خودت را محو کردی .می خواهی نفرینت کنم؟ ...نه

من این چنین نیستم .یک لحظه مرا می شناختی

 

وتو ای دفترکم آرزو میکنم هر کحا هستی به سلامت باشی

دست هرکس هستی ای خدا به دست نامردش نیفتی

کاش می دانستم کجایی؟کجا؟کاش از امن بودن جایت خبر داشتم

 

با توام توی اولی جانم به قربانت بی تقصیر ترین تو بودی که قلم دردست گرفتی

واز لیلی نوشتی ((بانوی دلتنگی...))

ومن همچنان منتظرم ...

برو وبه توی دومی بگو که من منتظرم ...

 

+خیلی ها هستن بهم نزدیکن ولی منو نشناختن یا بدشناختن...

+معذرت که نمی تونم سر بزنم بهتون  شماها بیاین

دست گلتون درد نکنه همتون

روزهاتون پرتقالی ...

 

[ پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390 ] [ 19:38 ] [ لیلا ]
اگه متنم آماده بشه تا شب میام میزارمش اگه نه که ...

+اینو برای سه نفر میگم : منو ببخشین

[ سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 ] [ 10:49 ] [ لیلا ]

 

نردبان دلم شکسته است میشودکمی برای من دعاکنی؟

یااگر خدا اجازه میدهد کمی به جای من خدا خدا کنی؟

راستش دلم مثل یک نماز بین راه خسته وشکسته است

میشود برای بیقراری دلم سفارشی به آن رفیق باوفاخداکنی؟

[ سه شنبه یکم شهریور 1390 ] [ 13:52 ] [ لیلا ]

سلام عمو.خوبی؟

خبر داری یه ساله ترکمون کردی و رفتی ؟

عمواین انصافه داری خوش میگذرونی

وما رو اینجا دلتنگ خودت گذاشتی؟

عموسرقولت نموندی منم سرقولم نموندم

ولی هردومنون میدونیم دست مانبوده

شایدتو سرقولت موندی و من نمیتونم درکش کنم

تو که جات خوبه بامرام واسه ماهم دعاکن .

امشب پای تلویزیون بودم یه آقایی رونشون داد

جانباز بود وقتی داشت ازخودش حرف میزد

از زخماش.از خوشبختیش ازاینکه لبخند میزنه بااین همه درد

دلم آتیش گرفت .یاد حرفای خودت افتادم

حیف بهم گفتی راز نگه دارم ...نگم...

باشه عمو فقط خودت میدونستی واین اواخر من...

عمو اون شب یادته تا صبح یالطیف گفتیم تا به آرزوت برسی ؟

جگرم خون شد فهمیدم آرزوت چیه ؟

به آرزوت رسیدی نوش جونت ...

 

هنوز هم هجاهای بی پایان انتظار را

بردرگاه خاموش گریه می کنم

وتمام لحظه های گیج من در حفره های تاریک نفس می بارد

 


 

هی هی هی  تکه تکه می روی از یاد

هی هی هی  پاره پاره دلم تنگ توست

[ جمعه هفتم مرداد 1390 ] [ 23:28 ] [ لیلا ]

به زودی دراین مکان مطلبی

گذاشته میشود


متاسفانه نشد مطلبمو بزارم

یعنی میخواستم خوابی که دیده بودم که شبیه یه فیلم

کمدی تراژدی ترسناک علمی و...بود بزارم یعنی بتعریفم

دیدم نمیشه یعنی خواننده باید حتما منو کل فامیلمو بشناسه

بعدم مکان زندگیمو آدمای اطراف ومحلمونو واسمای مستعارشونو

وحتی جغرافیای خواب من که با تصور جور درنمیومد

درهرحال میشد یه افسانه تلقی کرد این خوابو

ولی به طور مختصر تعریفیدم برای یکی اسمشو گذاشت توطئه ی خوانوادگی یا فامیلی !!!!!!!! یادم

 نیست


+آجیه تولدت مبارک

+دارم میرم امام رضا

[ یکشنبه بیست و ششم تیر 1390 ] [ 12:0 ] [ لیلا ]

[ چهارشنبه یکم تیر 1390 ] [ 0:0 ] [ لیلا ]

یکی رفته بود مغازه بستنی بخره

یارو مغازه داره بعد از دادن بستنیا

این که تو عکسه رو هم چندتا داده بود

طرف بهش گفته بود اولا چوباشو ندادی

بعدم بقیه پولمو بده من چسب زخم نمیخوام

+خدایی اینا چیه؟؟ ملت واقعا خلاقیتشون زیاده


فکرنمیکردم نوشتنم جوریه که متوجه نشین

ولی الان توضیح میدم

اینی که توی عکسه همون چوب بستنیه که بسته بندیش شبیه چسب زخمه

ودوست ما فکرکرده بوده که چسب زخمه

خودمنم کلی به این بسته بندی خندیدم

به نظرتون ایده جالبیه ؟فکرنمیکنم همون بسته بندی نداشت راضی تربودیم

الان موضوعی که فهمیدمم اینه که فقط شهروندان اصفهانی دیدن اینو

خب پس بقیه حق دارن

[ چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390 ] [ 11:3 ] [ لیلا ]

00:03


00:02

00:01

00:00


(((((BOOM))))

 

تولدممممم مبااااااااااااااارک


اینم متن خوشکل یه عزیز واسه تولدم :

میلاد تو شیرین ترین بهانه ایست که میتوان باآن به رنجهای زندگی هم دل بست

ودر میان این روزهای شتابزده عاشقانه تر زیست

میلاد تو معراج دستهای من است وقتی تولدت را شکرمیگویم

تبریک دست خالیم را باسخاوت بی حدت بپذیر

تبریکت برام یه دنیا ارزش داره [گل]


وای چقد خوشحالم

چقدر امسال تولدم خوش گذشته هنوز شروع نشده

وای چه دوستای نازو مهربونی دارم

میبوسمتون


تشکر ویژه از سعیده جونم هدیش که یه هفته جلوتراومد امشبم که ذوق زدم کرد

وای اگه دم دستم بودی کلی میزدمت


تشکری دیگه از دوستم مریم که اینجا نمیاد چون دسترسی به نت نداره توی تلوزیون تبریکیده برام


چیکار کنم بااین همه دوست مهربون

دلم میخواد تک تک اسم ببرم ولی نمیشه

داداشا وآجیای گلم که توی فضای نت تبریکیدن

خیلی ممنونم خواهرانه میبوسمتون [نیشخند]


 فردا میام گل کاری و کیکو این بحثا فعلا برم خوابای خوب ببینم

چه شب قشنگیه واقعا 

[ یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390 ] [ 0:0 ] [ لیلا ]

تنها تو میدانی بهترین در زندگانیت چگونه معنا میشود/ من آن بهترین رابرای تو آرزو میکنم

 

از خدا برایت چیزی را میخواهم که جز او درذهن هیچکس نگنجد

 

چراتنظیماتم برگشته به کارخونه؟!!!!!!!!!!

[ پنجشنبه نوزدهم خرداد 1390 ] [ 22:12 ] [ لیلا ]

بقیش ادامه مطلب

سفره اخیرم به فضا هم هست

+راستی لیلا مردان روزگار تو از چه جنسی بودن که تو گیسوان خود را به زیر روسری پنهان میکنی؟

 

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه دهم خرداد 1390 ] [ 23:18 ] [ لیلا ]

 

کاش میشد به اوج رفت

وروزه سکوت گرفت

تاآنجا که من نباشم

وهمه سراسر یار باشد

وای که دلم چقدر خیس میزند

 

عمو             

[ یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390 ] [ 16:0 ] [ لیلا ]
درباره وبلاگ

باشد براي روز مبادا !
اما
در صفحه هاي تقويم
روزي به نام روز مبادا نيست
آن روز هر چه باشد
روزي شبيه ديروز
روزي شبيه فردا
روزي درست مثل همين روزهاي ماست
اما کسي چه مي داند ؟
شايد
امروز نيز روز مبادا باشد
------------------------------------------
بی خیال مردم و نگاه های مسموم شان
بازیگران نقش اول این صحنه زیبا تویی و من
و مردم حوالی ما همه پس زمینه اند
پس لبانت را بی شرم زنجیر لبانم کن

امکانات وب

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

download

قالب بلاگ اسکای

اخلاق اسلامی

قالب وبلاگ

فروشگاه اينترنتي ايران آرنا